ریحانۀ گرجیان نقاشی خوانده است. امّا بیش از نقاشی، مجسمه می¬سازد و سفالگری می¬کند. یعنی دانایی رنگینش را سخاوتمندانه به آغوش سفال¬هایش می¬ریزد و جهانی می¬آفریند که خود می¬خواهد. می¬توان از این مجسمه¬ها به جهان درون او پیبرد و به حرفهایش گوش سپرد.
به نظر می¬آید گرایش اصلی او به سوی اسطوره¬ها و کهن الگوهای بشری است، امّا می¬کوشد تا از آن¬ها پلی به سوی امروز و جهان اکنون بزند.
کارهایش را میتوان این¬گونه بخش¬بندی کرد:
● خورشید خانم سرزمین من و ماه (موضوع پروژۀ پایان¬نامۀ کارشناسی¬اش)، با نگاهی به خورشید در سقانپارهای مازندران.
● زن¬ها و زخم¬ها، که در آن به ایزدبانوها و دشواری¬های زندگی زنان سرزمین خود می¬پردازد.
● گاوبازی¬ها [به گمانم با نگاهی به سخت¬جانی و تاب¬آوری گاو در دشواری¬ها و یاری¬رسانی¬اش به انسان در طول تاریخ زندگی بشری از یک سو و نقشی که در اسطوره¬ها دارد. بر اساس باوری کهن که قرارگاه زمین را بر شاخ گاوی می¬داند.]
● اندام¬واره¬ها که نمادی از ایستادگی و درخت است با تلفیقی از تنۀ درخت و شاخه¬هایش که به ستون فقرات و استخوان¬بندی دنده¬های انسان شباهت می¬یابد. نمادی از ایستادگی و پیش رفتن و خم نشدن...
● آخرین زمینۀ کار ریحانـه وسایل کاربردی است؛ گلدانـی کوچک، که می¬تواند شاخه گلی زیبا و چشم¬نواز را در خود جای دهد یا وردستی ساده که از هر کدام یکی یا یک سری می¬سازد و دیگر آن را تکرار نمی¬کند.
....................
گرجیان متولد 1359 در بابل است. فعالیت هنری¬اش را از 1373 آغاز و در 1376 از هنرستان پروین اعتصامی بابل دیپلم گرافیک گرفته است. سپس در همین رشته از دانشگاه علمی کاربردی زادگاه خود، گواهینامۀ کاردانی و در 1395 از دانشکدۀ فنی و حرفه¬ای قدسیۀ ¬ساری کارشناسی نقاشی¬اش را به دست آورده است. او افزون بر فعالیت هنری، ورزشکار و کوهنورد خوبی است. بیشترِ کوه¬های ایران را صعود کرده و صعود به قلۀ 5895 متری کلیمانجارو در کشور تانزانیا را هم در کارنامه دارد. حجم کارها و گونه¬گونی تم و زمینۀ آثار او خستگی¬ناپذیری و شور درونی¬اش را نشان می¬دهد.
برای ریحانۀ پرتلاش و سخت¬کوش چشم¬انداز روشن و خوبی دیده می¬شود.
بیژن هنریکار
قائمشهر
فروردین 1397